زوج درمانی و حل تعارضات زناشویی موضوع مورد توجه مقاله حاضر است .مهمترین تاثیرات زوج درمانی به موارد مختلفی بستگی دارد . مراجعه زوج های دارای مشکل به اتاق رواندرمانگر رویداد عجیبی نیست ، در واقع بسیاری از زوج ها در ابتدای شکل گیری رابطه عاطفی و ازدواج به هنگام بروز یک اختلاف نظر و یا خشم و عصبانیت ، متوسل به شیوه های نادرست می شوند و سپس ذهن آن ها آموزش می بیند که در شرایط مشابه در آینده نیز همان واکنش های اولیه را نشان بدهد با فرض اینکه از طریق نشان دادن این واکنش های اشتباه می توانند طرف مقابل را تنبیه کنند و یا مشکلات پیش آمده را حل نمایند و با تکرار این اختلاف نظر ها و استفاده از همان شیوه های کهنه و تکراری ، یک الگوی رفتاری و تعاملی ناسالم و نادرست شکل می گیرد که این الگوها ی ناسالم به تدریج سبب ایجاد دلسردی در رابطه عاطفی و حتی از هم پاشیدن رابطه می شود.در واقع می توان گفت که هدف زوج درمانی ، حل تعارضات زناشویی و کمک به اصلاح الگوهای ارتباطی ناسالم بین آن هاست.
تعارضات زناشویی چگونه شکل می گیرند ؟
الگوهای اشتباه به دلایل متفاوتی بین زوجین شکل می گیرند:
1-واکنش های عجولانه طرفین یا یکی از آن ها برای حل هر چه سریعتر مشکل
2-عدم برخورداری از مهارت های ارتباطی و مهارت های گفتگوی موثر و عدم اطلاعات کافی درباره روانشناسی جنس مخالف
3-وجود اختلالات روانی یا شخصیتی در زوجین یا حداقل یکی از زوجین
آیا حل تعارضات زناشویی و ترمیم رابطه زوجین از طریق زوج درمانی امکان پذیر است ؟
بدیهی است زمانی که علت تعارضات زناشویی ، یک علت سطحی باشد مثلا شکل گیری تصادفی یک الگوی اشتباه ، درمان سریع تر و ساده تر پیش می رود و هر چه مشکلات عمیق تر و ریشه دار تر باشند درمان نیز طولانی تر و پیچیده تر خواهد بود. در صورتی که یکی از زوجین و یا هر دو آن ها به اختلالات روانی یا شخصیتی مبتلا باشند متخصص زوج درمانگر ممکن است به موازات جلسات زوج درمانی ، هر کدام از زوجین را به متخصصین بالینی برای دریافت رواندرمانی فردی ارجاع بدهد .
از آن جا که توصیه ما همیشه این است که پیشگیری بهتر از درمان است بنابراین توصیه و تاکید بر این است که افراد پیش از ازدواج ابتدا نقایص رفتاری و مشکلات درونی خود را حل کنند و نیز قبل از اینکه به طور قطعی ، فردی را به عنوان همسر انتخاب کنند ، حتما به مشاوره پیش از ازدواج ، نزد افراد متخصص مراجعه نمایند .
به طور مثال وسواس شدید در یکی از زوجین می تواند رابطه زوج را با مشکلات جدی روبه رو کند ، و تا زمانی که علائم وسواس بهبود پیدا نکنند و درمان وسواس اتفاق نیفتد ، نارسایی های رابطه نیز از بین نخواهند رفت . البته در این جا بهتر است به این نکته نیز اشاره کنیم ، که مطابق با دیدگاه رویکرد رواندرمانی بین فردی ، دربسیاری از مواقع نیز اختلالات روانی افراد ریشه در روابط ناسالم و مسموم آن ها با اطرافیان و نزدیکان و به ویژه همسرانشان دارد.

تعارضات زناشویی و رویکرد رواندرمانی بین فردی
رویکرد رواندرمانی بین فردی معتقد است که در موارد بسیاری تعارضات بین فردی از جمله تعارضات زناشویی می توانند یکی از عوامل ابتلا به اختلالات روانی و حتی تداوم آن اختلال و مقاومت نسبت به درمان باشند. مطابق با این رویکرد رواندرمانی برای درمان موثر یک فرد افسرده بهتر است در مورد روابط او با همسر و خانواده و اطرافیان سوال کنیم و تا زمانی که مشکلات در روابط بین فردی حل نشوند ، زحمات در درمان فردی خیلی موثر واقع نخواهند شد و نارسایی های رابطه باعث بازگشت مجدد علائم افسردگی خواهند شد. به همین دلیل همیشه هم روال به این صورت نیست که ما برای بهبود یک رابطه زوجین را به درمان های فردی ارجاع بدهیم ، گاهی رویه کاملا به صورت معکوس است یعنی ما زوج درمانی را انجام می دهیم با این فرض اساسی که بهبود روابط زوج می تواند کمک قابل توجهی به درمان فردی هر کدام آن ها یا هر دوی آن ها داشته باشد.
چرا گاهی زوج درمانی در زمینه حل تعارضات زناشویی، موثر واقع نمی شود ؟
چرا برخی از زوجین از جلسات زوج درمانی نتیجه مطلوب دریافت نمی کنند ؟
در واقع برای پاسخ به این سوال بایستی به یکسری عوامل مهم اشاره کنم :
1- گاهی اساس و بنیان یک ازدواج اشتباه بنا نهاده شده است . یعنی دو نفر از ابتدا همخوانی های لازم را با یکدیگر نداشته اند و بنابراین جلسات زوج درمانی نمی تواند کمک موثری به آن ها بنماید . یک ازدواج اشتباه که بنیان آن اشتباه نهاده شده به احتمال زیادی به طلاق خواهد انجامید حتی اگر سال های زیادی از آن بگذرد و دو نفر مدت زیادی کنار هم زندگی کنند.
2-ابتلا یکی از طرفین یا هر دوی آن ها به اختلالات شخصیت یا اختلالات روانی پیچیده و مقاوم به درمان . مثل ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته یا اختلال شخصیت مرزی
3-نگرش و دیدگاه اشتباه طرفین . از دیدگاه دکتر ملینا شیرانی ، متخصص روانشناسی روابط ، در واقع در بسیاری از مواقع زوج درمانگر شاهد این مسئله است که هر کدام از زوجین برای تغییر طرف مقابل پا به جلسه درمان می گذارد در واقع هر کدام از زوجین معتقد است که مشکلات رابطه به خاطر رفتارها و اشتباهات طرف مقابل است و اگر رفتار طرف مقابل تغییر کند زندگی مشترک آن دو نیز تغییر خواهد کرد و این نگرش سبب ناکامی زوجین در جلسات زوج درمانی می شود ، چرا که بر اساس دیدگاه واقعیت درمانی ، ما نمی توانیم رفتارهای هیچ کس را تغییر بدهیم مگر او خودش بخواهد و در اصل ما فقط می توانیم خودمان را تغییر بدهیم . در واقع نگرش درست این است که ما از طریق تغییر رفتارها و واکنش های خودمان می توانیم موجب ایجاد تغییر در محیط اطراف خود و تا اندازه ای در واکنش های طرف مقابل بشویم.
در این مقاله به زوج درمانی و حل تعارضات زناشویی پرداخته شده است . در واقع زوج درمانی به زوج ها کمک می کند که الگوهای تعاملی نادرست را حذف کنند و الگوهای تعاملی درست تری را جایگزین نمایند . زوج درمانی فقط مخصوص حل تعارضات زناشویی نیست بلکه می تواند جنبه پیشگیری نیز داشته باشد به ویژه برای زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند و یا در ابتدای دوران نامزدی و آشنایی قرار دارند . در واقع زوج درمانی به این زوج ها کمک می کند که درک و تفاهم بهتری نسبت به یکدیگر داشته باشند و از ابتدای الگوهای ارتباطی و گفتگوی سالم تری را پایه گذاری نمایند.
