رابطه پدر و دختر و تاثیر آن بر شخصیت زن از دیدگاه روانکاوی

رابطه پدر و دختر و تاثیر آن بر شخصیت زن از دیدگاه روانکاوی

رابطه پدر و دختر و تاثیر آن بر شخصیت زن از دیدگاه روانکاوی، موضوع این مقاله است . در واقع رابطه پدر و دختر از دیدگاه روانکاوی تاثیر بسیاری بر شخصیت دختر دارد و می توان گفت که رابطه پدر و دختر یکی از اساسی ترین و در عین حال پیچیده ترین روابط تاثیرگذار بر شکل گیری ساختار های روانی و شخصیت دختر است.در نظریه های روان تحلیلی ، پدر صرفا یک والد بیولوژیک نیست بلکه نماینده قانون ، حد و مرزها ، حمایت ونخستین تصویر از ” دیگری مردانه” یا ” مفهوم مرد” در ذهن دختر به شمار می آید.کیفیت این رابطه نقش مهمی در شکل گیری هویت زنانه، عزت نفس ، الگوهای دلبستگی و روابط عاطفی آینده ایفا می کند، همانطور که کیفیت رابطه مادر و پسر از دیدگاه روانکاوی می تواند بر شکل گیری شخصیت مرد تاثیرگذار باشد.

تاثیر رابطه پدر و دختر بر شخصیت زن از دیدگاه روانکاوی کلاسیک فروید

در روانکاوی فرویدی، پدر یکی از عناصر اصلی تاثیرگذار در شکل گیری ساختارهای روانی کودک است.فروید معتقد بود کودک در جریان رشد روانی-جنسی خود به ویژه در مرحله فالیک ، وارد شبکه ای از روابط عاطفی و تعارض های ناخودآگاه با والدین خود می شود.از دیدگاه فروید شخصیت انسان طی مراحل مختلفی از رشد روانی-جنسی شکل می گیرد و در طول این مراحل ارتباط با کودک با والدین به ویژه والد جنس مخالف ، تاثیری غیرقابل انکار بر ساختارهای روانی انسان و چگونگی روابط عاطفی او در سال های بزرگسالی دارد.

در مورد دختر، پدر می تواند به عنوان ابژه ای (شخص مورد علاقه و دلبستگی ) مهم در دنیای درونی ظاهر شود ، نه به معنای رابطه ای آگاهانه یا رفتاری بلکه به عنوان تصویری ناخودآگاه که بعدها بر انتخاب های عاطفی و نگرش زن نسبت به مردان اثر می گذارد. در این چارچوب ، پدر نقش واسطه ای را بازی می کند که به دختر کمک می کند از پیوند اولیه با مادر فاصله بگیرد و وارد جهان نمادین، اجتماعی و هویتی شود.فقدان این نقش یا حضور سرد، متناقض یا تهدید کننده ی پدر می تواند این فرایند را مختل کند.

تحلیل رابطه پدر و دختر از دیدگاه علم روانکاوی

دیدگاه یونگ : پدر و شکل گیری الگوی مردانه در روان زن

کارل گوستاو یونگ ، با فاصله گرفتن از نگاه زیست محور فروید، بر جنبه های نمادین و کهن الگویی روابط تاکید داشت. بر اساس نظریه یونگ ، پدر یکی از نخستین نمایندگان کهن الگوی ” آنیموس” در روان دختر است یعنی تصویر درونی مردانگی ، قدرت، منطق و جهت گیری به سمت جهان بیرون. در واقع یونگ معتقد بود در درون هر مرد نیمه ای زنانه وجود دارد که  منطبق بر کهن الگوی” آنیما “می دانست و متقابلا در درون هر زن نیمه ای مردانه وجود دارد که منطبق بر کهن الگوی” آنیموس” است. بنابراین مطابق با تئوری یونگ، رابطه پدر-دختر بر چگونگی شکل گیری نیمه مردانه در شخصیت دختر و ساختارهای روانی او تاثیر گذار است .

اگر پدر ، در دسترس، حمایت گر و قابل اعتماد باشد ، آنیموس می تواند به شکلی سازنده رشد کند و زن در بزرگسالی توان تصمیم گیری ، استقلال فکری و برقراری روابط متعادل را دارد و برعکس آن نیز مصداق دارد یعنی پدر غایب، تحقیر کننده یا غیرقابل پیش بینی ، ممکن است به شکل گیری آنیموسی منفی بینجامد که خود را به صورت تردید های مزمن ، وابستگی و چسبندگی عاطفی یا جذب روابط ناپایدار نشان می دهد.به طورکلی یونگ ، چهارفاز متفاوت را برای شخصیت سالم در زن تعریف کرده است.

نظریه دلبستگی و امتداد روانکاوی معاصر

اگر چه نظریه دلبستگی به طور رسمی از روانکاوی کلاسیک جداشده است اما از نظر مفهومی ادامه منطقی آن محسوب می شود. در این دیدگاه ، تجربه های اولیه کودک با مراقبان اصلی ، الگوهای درونی را شکل می دهند که مطابق با آن الگوها ، فرد ، خودش ، دیگری و رابطه را ادراک می کند.

پدر در رابطه با دختر می تواند منبع امنیت، تایید و تنظیم هیجانی باشد ، دختری که تجربه رابطه امن با پدر داشته ، معمولا در بزرگسالی ، احساس ارزشمندی بیشتری دارد ، مزرهای درست تر و سالم تری در روابط اجتماعی و عاطفی ، برقرارمی کند و کمتر درگیر الگوهای وابستگی افراطی و یا اجتناب می شود و متقابلا ، فقدان امنیت عاطفی در این رابطه ممکن است موجب ایجاد اضطراب، ترس از طرد شدن و یا انتخاب مکرر روابط آسیب زا شود.

پیامدهای روانشناختی رابطه ناسالم پدر و دختر در بزرگسالی

از دیدگاه روانکاوی ، اثرات مخرب رابطه حل نشده با پدر ، اغلب به صورت مستقیم مشاهده نمی شود بلکه در انتخاب ها و واکنش های عاطفی و شخصیت زن خودش را نشان می دهد. در واقع دخترانی که رابطه استاندارد و سالم و درست با ابژه پدر نداشته اند بسیار محتمل است که مشکلات زیر را در زندگی بزرگسالی خود تجربه کنند:

1-جذب مردان اجتنابی و مردهایی که به لحاظ عاطفی در دسترس نیستند ، و چسبندگی به این روابط ، به طوریکه نمی توانند اینگونه روابط سمی را ترک کنند.

2-نوسان میان نیاز به تایید و خشم پنهان و ناهشیار نسبت به مردها

3-ناتوانی در تجربه صمیمیت پایدار

4-تلاش افراطی برای دریافت تایید از دیگران به خصوص تایید مردها و اثبات ارزشمندی خود

این الگوها نشان دهنده بازتاب تعارض های حل نشده در دنیای درونی هستند که در جلسات درمان روانکاوی ، قابل بررسی و ترمیم هستند.

جمع بندی-رابطه پدر و دختر از دیدگاه روان تحلیلی چگونه بر شخصیت زن تاثیر می گذارد؟

روانکاوی ، رابطه پدر و دختر را نه به عنوان فقط یک نسبت خونی و یا یک رابطه ساده خانوادگی ، بلکه به عنوان یکی از ستون های شکل گیری شخصیت زن در نظر می گیرد. پدر می تواند به رشد روانی، استقلال و شکل گیری اعتماد به نفس در دختر خود کمک کند و اگر پدر رفتارهای سالم و درستی نداشته باشد، این رفتارهای ناسالم و در دسترس نبودن به لحاظ عاطفی می تواند زمینه ساز تعارضات و مشکلات آینده دختر بشود.تحلیل رابطه پدر و دختر و تاثیر آن بر شخصیت زن از دیدگاه روانکاوی، گامی مهم در ایجاد خودآگاهی ، درمان و انتخاب های سالم تر در زندگی عاطفی زنان است.

این مقاله با رویکرد روان-تحلیلی و بر اساس تجربه و مطالعه در حوزه روانکاوی توسط دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی، تدوین شده است.